تبلیغات
...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤... - ...❤...دلتنگی...❤...

...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤...

..:گیج و ویج توی دایره میچرخیم مثل پرگــــــــــار:..

...❤...دلتنگی...❤...

سلام

اوووووه...اومدم بنویسم که از تنهایی دربیام...

خیلی ر.زگاره سختیه....دیگه حوصله هیچیو ندارم.خیلی اتفاقایه بدی میوفته که حتی حق ندارم به خودم تسکین بدم...خلاصه خفه خونم....

میگما این روزا باید خونه تکونی کرد دلمون خوشه...همیشه تو همه رسانها چه فضایه مجازی چه تلوزیونه خودمون خانومه با صدایه رسا میگفت هم وطنان بیاید دلامونو هم خونه تکونی کنیم الان حرفشو درک میکنم که منظورش چیه کاش میشد کینه هارو پاک کرد بعضی حرفا رو فراموش کرد و آدمایی که سببه گریت میشنو از زندگیت حذف کرد منظورم کساییه که ناراختت میکنن....

امیدم این روزا تویه بد اوضاعیه...براش دعا کنید زودی خوب بشه ....اونم دیگه اعصاب نداره اصلا حوصلمو نداره....امروز همش سره کار بودم اندازه 2 روز کار کردم آخه 2 روزی سر کار نرفتم...دانشگاهم که اصلا حوصلشو ندارم گذاشتم بعده عید درس بخونم و یه سیره جدیدی رو تو زندگیم طی کنم...

دلم براش تنگ شده واسه امید....واسه گذشته که داریم روز به روز ازش دور میشیم....خیلی دلم تنگ شده ببینمش و سیره دلم نگاش کنم....دیشب خواستم با وب ببینمش نشد L

ههههههه سریع شر شر اشکم در میاد امید میگه بچه ای بزرگ شو ضعیفی....مامنم میگه تو داری خودتو می سوزونس..... هههههه امان از درک نکردنه عزیزام L

تا دوز پیش واسه لحظه لحظه زندگیم نقشه میکشیدم واسه کارم...واسه درسم...حتی بچم...خونه ای که دوست دارم توش زندگی کنم کارایی که دوست دارم تجربه کنم.هیجانایی که دوست داشتم به وجود بیاد....امیا الان حوصله اتفاق افتادنه هیچ کدومشونو ندارم....فقط دوست دارم بگذره بریم آینده گذشترم یه جورایی حلش کنیم.....نارازی نیستم شکر...

ولی مطمئنم اگه بشینم از یکی از آرزوهام واسه امید بگم میزنه تو دهنم و میگه خفه شو مگه نمیبینی حالم بده...:( الان مطمئنم با خونده این حرفا داغ میکنه و بعدش با کلی بد و بی راه ساکتم میکنه یا خلوت میکنه یا گوشیشو بر میداره میگه بهناز من همه چیزو تموم میکنم ازینکه نارا حتت میکنمو درک نداری که حالم بد بودو ازین حرفا....

یادم باشه مزیض شدم مثه امید شدم بدونم که خودم مهم ترم همین الانشم خودم مهم ترم ولی حالیم نیست....

من احمقم  که تا میتونم خودمو میسوزونم ولی نمیگم امید میذارم تو شادیام شریک باشه.....





+ نوشته شده در 1392/12/20 ساعت 09:22 ب.ظ توسط jealous engineer| ❤()