تبلیغات
...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤... - ❤o-m-i-d❤

...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤...

..:گیج و ویج توی دایره میچرخیم مثل پرگــــــــــار:..

❤o-m-i-d❤

سلام قشنگم...فدات بشم
امروز روزه دومه عملته و خیالم راحته که حالت خوبه اون قدر خوشحالم بابتش که هیچ چیزی نمیتونه حالو هوامو بهم بزنه...
دیروز خیلی خالم بد بود از وقتی که رفتی اتاق عمل عینه مرغه سر کنده این ور اون ور میرفتم دوستام اسمس میدادن که به خیاله خودشون منو دلداریم بدن....یه وقتایی گریه میکردم یه وقتایی به خودم امیدواری میدادم که چیزی نیست ولی در کل یاده تو و خدامون منو اروم کرد و باعث شد که صبور باشمو محکم و فقط یه نگرانی داشته باشم که اونم طبیعی بود میدونستم که نمیتونی بهم اسمس بدی شب شده بود و از دلتنگی اشکم سراازیر شد حال و حوصله اینترنتو نداشتم و نشستم تو دفترم و برات تمومه روزو توضیح دادم....
قربونت بشم...دیشب خوابم نبرد واسه همین الان با اینکه ساعت 7 شبه خوابم میاد...دیشب همش فکره تو بودم 1 ثانیه هم حرفات و کاراتو قیافت از یادم نمیرفت...
امید شبه خیلی بدی بود زده بود به سرم که اسمس بدم به خواهرت ولی دیر وقت بود با خودم کلنجار میرفتم عینه مار دوره خودم میپیچیدم تا اذان صبح بیدار بودم.و 2 ساعت بیشتر نخوابیدم ساعته 9 بیدار شدم و سریع به مامانت زنگ زدم خجالتو گذاشتم کنارو دیگه نمیتونستم این وضعو تحمل کنم...مامانت گوشی رو برداشت و سلام و احوالپرسی کردیمو از تو پرسیدم و با خوشحالی گفت که حالش واقعا خوبه و عملش خیلی خوب بوده و دیشب زنگ زدیم بیمارستان و گفتن پا شده نشسته....همینو که مادرت گفت تو دلم حالی شد و یه نفسه راحت کشیدم و گفتم خدارو شکر....خیلی خوشحال شدم که سالم و سلامتی و به خیر گذشت
امیدم الان خیلی تنهایی و حوصلت سر رفته....کاش پیشت بودم.....
امروز زیاد کسل نبودم ولی تادلت بخواد دلتنگ صدات بودم تا یه کاری میکردم یادت میکردم که الان اگه امید بود بهش اسمس میدادم یا اون بهم زنگ میزد و گلی دل به دله هم میدادیم
مطمئنم که یه ر.زایه خوبی واسه منو تو هست...روزایی که واسه همیشه با خیاله راحت کنارت باشمو بهت بگم امیدم
دوستت دارم :)


+ نوشته شده در 1392/12/9 ساعت 08:14 ب.ظ توسط jealous engineer| ❤()