تبلیغات
...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤... - ❤o-m-i-d❤

...❤...رویـــ ـــ ــ ـــ ــای بهــ ــــ ـــ ـــناز...❤...

..:گیج و ویج توی دایره میچرخیم مثل پرگــــــــــار:..

❤o-m-i-d❤

همیشه در مدرسه وقتی معلم به قضیه ی "حمار" می رسید، فقط می خندیدم و بدون توجه به اصل ماجرا و کاربردهایش فقط عربی ام خوب تر می شد که حمار یعنی.. خر! بزرگ شدن همیشه هم بد نیست مثلا وقتی که بزرگ می شوی و می فهمی قضیه ی "حمار" چیزی فراتر از یک خر است یا موقعی که آنقدر بزرگ می شوی که قابلیت درک این را پیدا می کنی که "عدم توجه به این قضیه" عین خریت است.

راهی را که می شود راست رفت یا حرفی را که می شود مستقیم زد چرا ما کج و ماوجش را انتخاب می کنیم شاید هم سرمان درد می کند برای سرگیجه یا شاید هم دلمان هوس پیچ و خم های جاده های شمال را کرده است،خلاصه معلم عزیز هر چند دیر اما امروز برای تمسخرهای بی جای دیروزم عذرخواهی می کنم.

آب مایه ی حیات است و بارها در کتب آسمانی به عنوان تطهیر کننده و عین پاکی و زلالی یاد شده است اما همان آب، در چاله ای بماند می گندد چه رسد به حرف هایی که برای به موقع نزدنش مجبوریم خودمان را سرزنش کنیم و مجبورتریم دریچه ی آتشفشان به جوش آمده را ببندیم و آن موقع است که می فهمیم برای فهمیدن "دیر زده شدنش" یک کمی بیشتر از یک کمی، دیر است، خیلی دیر. آن موقع است که به معنای واقعی کلمه نه راه پس داریم نه راه پیش و ما می مانیم و یک دنیا خاطرات خوب دو طرفه و یک دنیا احساس "یک طرفه" که تا همین ثانیه های پیش فکر می کردیم "دوطرفه" است. به همین خاطر است که باید معلم ها را پرستید!

به خدا: دلم می خواهد طوری خیره نگاهت کنم که فرشتگانت هم به من شک کنند و به شانه هایت بزنند و بگویند:این دخترک را ببین، چه آماری میدهد!!

به عشق: سلام علیکم و رحمه الله و برکاه

به دل: خوش می گذره بدون من:(؟

به پنجره: چقدرها دوست داشتند بدانند تو کیستی و چقدرها گمانشان این بود جای تو هستند و چه کسانی منتظر آمدنت بودند.. سلامت را به تک تکشان خواهم رساند:)

به تو: فعلا تو نه.. شما:)



+ نوشته شده در 1392/07/14 ساعت 10:58 ب.ظ توسط jealous engineer| ❤()